|
محمدرحیم اخوت
«تعلیق» یک داستان بلند
ناشر: نقش خورشید اصفهان
چاپ اول و دوم: 1378
راوی داستان پسری جوان است که در نگارگری سنتی ایران و خوشنویسی دستی دارد؛ و با توجه به آنچه در طول زندگیاش از افراد مختلف دربارهی «حاجیه خانم» (شیرین بانو) و بستگان او شنیده، و اشیا و تابلوها و خطنوشتههایی که در زیرزمین خانهی او میبیند، روایتش را از زندگی او بیان میکند. راوی که از تمام جزئیات زندگی شیرینبانو خبر ندارد، جاهای خالی را با تصورات و تخیلات خود پُر میکند تا هرچه میتواند روایتش را کاملتر کند.
زمان روایت در میانهی دههی 40 شمسی، تاریخ نوشتن داستان در 1367، و تاریخ چاپ کتاب 1378 است؛ اما ماجراها بیشتر به اواخر دورهی قاجار و زمان پهلوی اول برمیگردد.
استفاده از نثرهای گوناگون، از جمله نثر منشیانهی قجری، بهره گرفتن از خط و نوشتن برای فضاسازی داستانی و شخصیت دادن به تصاویر و خطوط، ضرباهنگ زبان در نوشتار و گفتار، درهمآمیزی زمانهای گوناگون و پرهیز از زمان خطی، توصیفهای کوتاه اما مؤثر، شخصیتپردازی و فضاسازی دقیق، از مشخصههای این داستان بلند است که در ساختاری شبیه معرقکاری سنتی جاسازی شده و داستانی منحصربهفرد و بیهمانند را بهوجود آورده است. «سالشمار وقایع» که در آخر کتاب آمده، روند روایت و ماجراهای داستان را برای خواننده روشن میکند.
این داستان، در اولین دورهی «جایزه مهرگان (پکا)» از طرف هیئت داوران تقدیر شده است. «جایزه مهرگان» که به رمانهای ایرانی با حجم 200 صفحه به بالا اختصاص داشت، «تعلیق» را که حدود 70 صفحه بیشتر نیست، از روند جایزه کنار گذاشت، اما آن را بهعنوان اثری شایستهی تقدیر اعلام نمود.
روی جلد چاپ اول «تعلیق» کار نویسنده است؛ و عبارتهای بریدهبریده را با خطهای گوناگون نشان میدهد که کادری سیاه بخشی از آن را در بر گرفته است. نوشتهها در بیرون از کادر سیاه هم ادامه مییابد، و در لبهها محو میشود. تصویر روی جلد را میتوان بیان بصریِ داستان دانست که تکهپارههای مجزا و ظاهراً بیارتباط با یکدیگر، مجموعاً فضای حسّی خاصی را بهوجود میآورند.
«تعلیق»، در زمان انتشار و بعد از آن، بارها از طرف منتقدان و نویسندگان مطبوعات، بررسی و ستایش شد.
محمدرحیم اخوت
«چهار فصل» در بازخوانی شعر
ناشر: نقش خورشید اصفهان
چاپ اول: 1379
کتابی در چهار فصل و یک «پیشگفتار». نویسنده در پیشگفتار کتاب، پس از اشارهیی کوتاه به سرگذشت ادبی خود و نحوهی پیوستن به همکاران «جُنگ اصفهان» و آشنایی با سه شاعر اصفهانی (محمد حقوقی. ضیاء موحد. کیوان قَدَرخواه)، تلقی خود را از «شعر» و «بازخوانی شعر» باز میگوید. در پایان این پیشگفتار، نویسنده از «دکتر حمید فرازنده» سپاسگزاری میکند که او را واداشته تا «این مقالهها» را «در یک دفتر» فراهم بیاورد. هر یک از چهار فصل این کتاب حاوی دو مقاله است:
فصل اول:
ــ انکار مرگ؛ در چرایی و چگونگیِ «بازخوانی».
ــ آفرینش در هنر؛ در چرایی و چگونگیِ «انتخاب».
فصل دوم:
ــ خاتون پردهنشینِ شعر؛ بازخوانیِ «مرثیهی رباب».
ــ خروس هزار بال؛ در بررسی زبان شعر حقوقی.
فصل سوم:
ــ رو در روی هستی؛ بازخوانی «غرابهای سفید».
ــ عیناً مانند گربه؛ در بررسی زبان شعر موحد.
فصل چهارم:
ــ غار سایهها؛ بازخوانی «پریخوانیها».
ــ نگفتهها و نهفتههای یک شعر؛ بازخوانی شعر «بختک» از قَدَرخواه.
در هر یک از فصلهای دوم و سوم و چهارم، نمونههایی از شعر سه شاعر اصفهانی (چهار شعر از محمد حقوقی؛ چهارده شعر از ضیاء موحد؛ سه شعر از کیوان قدرخواه) آمده است.
کتاب «چهار فصل» 320 صفحه، و قیمت آن 1600 تومان است.
محمدرحیم اخوت
نیمهی سرگردان ما (مجموعه داستان)
ناشر: نقش خورشید
چاپ اول: 1380
این کتاب که مجموعهییست از «سه داستان کوتاه» و «هشت داستان کوتاه پیوسته»، «به ایرانیان دور از وطن» تقدیم شده است. نویسنده در «درآمد» کتاب، پس از اشاره به «زندگی شهریِ» ماری گوردن ــ نویسندهی انگلیسی زبان ــ ، به موضوع «خانه»، یعنی «جایی که آدم کودکی و نوجوانیاش را در آن سپری کرده»، میپردازد؛ و یادآور میشود که «درونمایهیی در لایههای زیرین این داستانها خفته است» که همانا «گسستگی از، یا پیوستگی به، خانهی کودکی» است. یعنی ماندن یا «مهاجرت از زادبوم». «به همین دلیل هم این مجموعه را ]...[ به ایرانیان دور از وطن» تقدیم کرده است.
عنوان و درونمایهی داستان اول («در دلم بود»)، و عنوان داستان دوم («دلشدگان را خبر نکرد») نشان میدهد که نویسنده انسی با کلام ماندگار حافظ شیراز دارد. «نیمهی سرگردان من» عنوان سومین داستان این مجموعه، و عناوین «هشت داستان کوتاه پیوسته» عبارت است از: ما هم کنار پنجره بودیم / همهجا ساکت بود / صبح پنجشنبه / آن روز صبحِ بهار / الآنه که همهشون بیان / قاب خالی / غریبه / طفلکی زری.
اندوهی سنگین که حتّا از خلال سرخوشیها و طنزپردازیهای آدمهای داستان سر میکشد، مشخصهی بارز این داستانهاست.
«نیمهی سرگردان ما» از طرف بنیاد گلشیری، بهعنوان بهترین مجموعه داستان کوتاه سال 1380 انتخاب شده و جایزهی اول را دریافت کرده است. قیمت این کتابِ 172 صفحهای، 1000 تومان است.
تدهیوز و سیلویا پلات
«شکارچی خرگوش»
محمدرحیم اخوت حمید فرازنده
ناشر: نشر فردا - اصفهان
چاپ اول: 1380
«شکارچی خرگوش» مجموعهییست از نوشتههای تألیف و ترجمه، در شعر و زندگی دو شاعر نامآور انگلیسیزبان («تدهیوز» و «سیلویا پلات»). کتاب، با «پیشگفتار»ی به امضای «الف» (اخوت) آغاز میشود؛ سپس «آغاز و انجام یک پیوند» است به قلم حمید فرازنده در موضوع پیوند شعر و زندگی دو شاعر نامبرده.
ترجمهی چهار شعر از تدهیوز (نرگسها / دزدیدن از خودم / قصهی پریان / شکارچی خرگوش) بخش بعدی کتاب است. آنگاه مقالهی «درست مثل یک قیچی» از محمدرحیم اخوت در «بازخوانی چند شعر، به یاد آوردن یک پیوند» آمده است. آخرین شعر این مجموعه هم «شکارچی خرگوش» نام دارد از سیلویا پلات. «سالشمار زندگی و آثار تدهیوز و سیلویا پلات» (به ترجمهی فرید عربزاده) و «متن اصلی شعرها» پایانبخشِ این مجموعه است. در روی جلد و برگردان جلد و فواصل بخشهای کتاب، تصاویری از تدهیوز و سیلویا پلات، بهطور سیاه و سفید و چاپ نهچندان خوب آمده است.
این کتاب 120 صفحه است.
میلان کوندرا
«جسم و جان»
احمد میرعلایی
(با مقدمهی تحلیلی محمدرحیم اخوت)
ناشر: نشر فردا - اصفهان
چاپ اول: 1380
کتاب با «یادداشت ناشر» شروع میشود؛ آنگاه مقالهی «حافظه و فراموشی» آمده است که در هفت قسمت تنظیم شده، با این عنوانها: 1- قابلیت رمان 2- صدایی در برهوت 3- پرتوی بر هستی 4- این خانه، خانهی ماست! 5- تعارض با قدرت 6- واقعیت مضاعف 7- پنجرهی مخفی. نویسندهی این مقالهی 50 صفحهای، محمدرحیم اخوت است.
بخش دوم کتاب، با عنوان «جسم و جان»، کوتاه شدهی رمان معروف «سبکیِ تحملناپذیرِ هستی» (در فارسی: «بار هستی») است که ظاهراً توسط خود نویسنده (میلان کوندرا) تنظیم شده است. مترجم این رمانِ کوتاهِ درخشان، زندهیاد احمد میرعلایی، مترجم نامآور اصفهانی است.
«احوال و آثار مترجم» (مشاغل / آثار چاپشدهی مترجم / آثار منتشر نشده) پایانبخش این کتاب 130 صفحهای است.
محمدرحیم اخوت
«نامها و سایهها»
ناشر: نشر آگه - تهران
چاپ اول: 1382
این رمان در دوازده فصل و یک «پیشگفتار» تنظیم شده، که «پیشگفتار» در واقع درآمد داستان است. رمان را راویان گوناگون روایت میکنند که «پرویندخت ترشیزی» (امضای پای پیشگفتار) راوی اصلی و تنظیمکننده و تدوینکنندهی کتاب تلقی میشود. نوشتههایی به شکل شعر در پیشانی هر فصل و انواع نثرهای گوناگون (از نثر منشیانهی قاجاری تا نثر روان امروزی) از ویژگیهای چشمگیر این رمانِ چندصدایی است.
علاوه بر «پیشگفتار»، عنوانهای فصلهای دوازدهگانه چنین است: «مهر و عتاب توأمان»، «ریشههای کهن»، «این بوی ماندگار»، «اجازه فرمودند»، «سایههایی با گامهای بلند»، «همینها بودند که مرا اینطور پیر کردند»، «ملاحظه فرمودید؟»، «یک نامهی ناتمام»، «قهوهخانهی آقاجعفر»، «همهمان باختهایم»، «از عشق هم خبری نیست»، «آمدیم و رفتیم و تمام».
«نامها و سایهها» در سال 1383 در تمام جوایز ادبی ایران (مربوط به آثار منتشرشده در سال 82) به مرحلهی نهایی (نامزد جایزهی اول) رسید و از آن میان، جایزهی مهرگان (پکا) و جایزهی یلدا را دریافت کرد.
این رمان 260 صفحهای، در سال 1383 تجدید چاپ شد.
محمدرحیم اخوت
«خورشید» (یک داستان بلند)
ناشر: نشر روزآمد - تهران
چاپ اول: 1383
داستان بلند «خورشید» را دو راوی (زن و شوهر) روایت میکنند؛ و موضوع آن دیدار از قلعهیی متروکه است که خانهی اجدادی آنها بوده است. ماجرای قتل یا خودکشی دختری ایلیاتی به نام خورشید، ماجرایی است که «عطا» و «طلا» (طلعت) میکوشند به چگونگیِ آن پی ببرند. کوششی که به نتیجهی روشنی نمیرسد و همچنان در پردهی ابهام میماند. سادگی نثر و روایت و ساختار داستان از ویژگیهای بارز این داستان بلند 80 صفحهای است.
تاریخ نوشتنِ این داستان، خرداد 1368 و تاریخ «بازنویسی» آن، فروردین 1381 است.
محمدرحیم اخوت
«باقیماندهها» (داستانهای کوتاه)
انتشارات آگاه تهران
چاپ اول
وقتي مي گوييم «مجموعه ي داستان»، قاعدتا داستان ها بايد يك ربط و پيوندي با هم داشته باشند تا بشود گفت «مجموعه». در نيمه ي سرگردان ما علاوه بر آن «هشت داستان پيوسته» (همان طور كه در پيشگفتار آن كتاب گفته ام) تمام داستان ها يك طوري به رفتن يا ماندن در زادبوم مربوط مي شود. داستان هاي نانوشته هم همه به داستان و داستان نويسي مربوط مي شود. مي ماند باقي مانده ي داستان هاي كوتاهي كه در اين چند سال نوشته ام و هركدام ساز خود را مي زند. اين است كه اين داستان ها «مجموعه» نيست؛ «چند داستان كوتاه» است كه اسمش را گذاشته ام «باقي مانده ها». اين ها تمام آن داستان هاي كوتاهي است كه تا پايان سال 1383 نوشته ام. |